من، چوپان

این چوپان ها عجب دنیایی دارند و خوش به حالشان است. از این دنیای جدید به دورند و رفتار جدیدی از خود بروز نداده اند، تنها رفتار جدیدشان رادیو دو موجه ای است که آن هم باطری اش همیشه ضعیف است و خوب هم آنتن نمی دهد مثل همین اعتباری های جدید!
او نمی داند مردم چقدر عوض شده اند ، او هنوز ساده است. به این فکر می کنم کاش چوپان می شدم و گاه هم  به این نتیجه می رسم که من هم یک چوپانم، اما بی گلّه و سگ! مدرن ولی هنوز ساده. بیشتر ساده لو تا ساده . شاید همین هاست که مرا به استفراغ وا می دارد.

* بی ربط : یک سال کثافت کاری در یک شب بخشیده نمی شود. این نتیجه این چند شب احیا بود، و اینکه در زندگی گناهانی را مرتکب شده ام که روی طلب بخشش را هم ندارم.
*بی ربط تر : نياز ، نياز می آورد. هر نيازی آبستن نياز ديگريست. اما اين یکی فرق دار : انسان نيازمند نيايش و نيايش مختص اوست.

یک لینک:  افطار در قبرستان

/ 47 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

به روزم سر بزن خوشحال می شوم

ايرانی

فريب اين فرد فريبكار و مزدور روانپريش را نخوريد !! سلام ، فردي چند چهره وبي هويت بنام ناصر پورپيرار( = بناكننده )( توده اي اخراجي بقول كيانوري بدليل دزدي) در قالب 3 شخصيت جداگانه و متفاوت به تخريب افكار عمومي و جعل اسناد پرداخته است و در 3 وبلك زير : http://kakala.persianblog.ir/ http://nejadarya.persianblog.ir/ http://www.naria.blogfa.com/ مطلب مي نويسد . در يكي به طريق طنز به نعل و به ميخ ميزند . در ديگري نام پژوهشگر و در سومي بنام هوادار ناصر پورپيرار . تاكنون با بيش از 25 نام مختلف در بخش نظرات همين 3 وبْلاك به مخالفان فحش و ناسزا ميگويد . نامهاي او تا كنون : گلسرخي - ساسان - ماونداري - رضا - علي - محمد - جينگول - طرفداري - محمدرضا - محمودي - عليرضا - مرتضي - عاموسعيد - مينا - مجتبي غفوري - حيدر - دانا - رهگذر - ميرزايي - ساناز - حديثه - ليلا - بابك – بابك ايرانمنش – صداقت – آراز- بابك – بابك ايرانمنش – باريش – كورش آريااي- بي نام – سعيد – عابدي – علي دما – سهند - زكي .....است. كه در آينده يقينا بيشتر خواهد شد.

باران

سلام اره منم دنیای چوپان ها رو دیدم واقعا دنیای ساده و قشنگی دارن که ادم از دیدنش لذت می بره شاد باشی

اسطوره

سلام به نظرم ديگه دوره ساده بودن چوپان ها وروستايی ها هم گذشته .اونا هم برای خودشون يه پا بدجنسن بعدشم آدم نبايد آرزو کنه جای کسی ديگر باشه فقط بايد سعی کنه انسان باشه. راستی چرا سر نمی زنيد به ما؟

ليلی

واقعاْ فکر ميکنی آدم نياز به نيايش داره؟ پس گاهی که اينطور نيازمند حرف زدن باهاشم خل نشدم؟ چرا اينطور وقتا کمتر از هميشه ميشنوه؟ اشتیاق يه طرفه است؟ آدمایی که مذهبی نیستن رو دوس نداره؟ لج میکنه؟ چشه؟

عشق آبی

سلام منم دوست داشتم دارم و خواهم داشت که چوپان باشم بی سگ و بی گله... با اين تفاوت که بدانم مردم عوض شده اند. سادگيم را می ستايم. سادگيت را مي ستايم. شايد من هم چوپانم در دشتها وپستی بلندی های ذهنم وقتی که گوسفند خيالم را می چرانم به خدا نزديک ترم. يک روز .يک ماه يک سال يک عمر کثافت کاری در يک لحظه قابل بخشش است اگر خدا بخواهد... بزرگی و جلالش قابل انکار نیست...پس شاد باش که بنده ی اویی عاقبت به خير و شاد باشی بای تا های

ايمی

سلام . چاكريم . عيدت مبارك . صبح شنبه بيا دنبالم بريم مسجد امام نماز عيد فطر . عباداتت قبول حق . مشاورام رفتند شيراز ...

محمد حسن

سلام امشب وبلاگت رو برای بار اول ديدم روونی قلم تا آخر تعدادی از داستانهای اندکی خوبت کشاند صاحب نظر نيستم ولی به نظر خودم اهل نظرم پس ميرويم ساغ چوپان : اينبار شايد صدمین باری است که ديده ام کسی سرک به خلوت چوپان ميکشد ٬ چرايش شايد فطرت خود ماست که هر وقت اندکی تطهير ميشود ميرود ساغ نهايت سادگی ٬ اما واقيت اين نيست چوپان سراسر فهم است وادراک برای فهمش بايد مدتی با او باشی ٬ گله وبوی آويشن وبالش خاک و اين همه ستاره ای که تو در تمام عمرت به اندازه یک شب او ندیده ای٬ در سرما به ميان گله پناه ميبری و در گرما به پناه يک صخره حداکثر صدائی که ميشنوی صدای رعد است که آنهم نويد باران است اگر خواستی دنیای چوپان را درک کنی باید مدتی چوپان باشی یا مدتی با او ٬ حتی اگر شده بی گله سر بزن

فاضل

شاید حقیقت آن دو دست جوان بود آن دو دست جوان که زیر بارش یکریز برف مدفون شد سال دیگر وقتی بهار با آسمان پشت پنجره هم خوابه میشود و در تنش فوران میکنند فواره های سبز ساقه های سبکبار شکوفه خواهد داد ای یار ای یگانه ترین یار ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ...

نسترن

هنوز که تو سطل زباله موندی بيا بيرون ديگه