برای دلواپسی ها

تموم آسمون بغضه 

نمیگیره یه بارونی 

نگاه کن بسه تنهایی

فقط با اون تو آرومی

 

ll حسن ط ll

پا نویس : زده ام به سیم دیگری که جریان متناوبش خون را آرام تر تجزیه میکند. زده ام به سال های 80 به سالهایی که حرفها طعم دیگری داشت. زده ام به پیش از 88 به روزهایی که شعر بود و شعور ... همانند لباس های شسته بر بند، آویزان شده ام. از این سیم به آن سیم! سیمهای عزیز بی وزنی مرا تحمل کنید ...!

/ 13 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مانی مسیحا

به آن سالها که فکر میکنم میبینم خیلی هم با این سالها تفاوت نداشت...غیر از اینکه امید هنوز سوسویی داشت!!!!!

باد مهربون

لازمست گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و از خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم آیا ارزشش را داشت؟ [بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل]

قصه گوی کوچولو

یادم رفت بگم!!!!!بله باقی آبادچسبییییییییییییده به طزرجوووووووون!!!!!!!شما ازکجامیدونید؟[][چشمک]

صالحی- رئیس شعبه وظیفه ها !

درود ! یاد روزای خوش اداره مهندسی بخیر . پس با دژبانا رفیق بودین و جیم می زدین ؟! حیف که دیگه دستم بهت نمی رسه !!! بدرود ! ... و شاد باشی !

ایمی

سلام... پا بچسبون .... یاد اون روزها بخیر که این سربازی جدامون کرد ... دیگه چه خبر؟

ویوارا

چقدر دیر خواندم این زدن به سیم اخرت را حسن

ایمی

من واقعا شرمنده ام که یک ماه چکم توی حسابت موند ... ولی دقیقا یک هفته اون موقعی که باید می بردی بانک پول به حساب بود ... ولی نبردی . حالا بازاره دیگه اینجوری می طلبه.. من بازم عذرخواهی می کنم ...

مرضیه

با زخم باید ساخت طول می کشه اما خوب می شه ...