شروع

کو کو کو . . .
اين صدايی است که از پنجره می آید. فاخته هست و آفتابی خميده. کمی دور يا نزديک می شود. صدای کو کويش را می گويم. وقتی برگ ها می ريزند ، وقتی احساس بی فرصتی می کنی ، پاييز را به ياد می آوری! و حسرت..و حسرت..
ـ چه می گويی؟! با خودت حرف می زنی دیوانه ؟! بيا بنشين يک دست با هم بزنيم،
يک پايه امان کم است بيا. . مهران  تو بساط را جم کن. تو هم بیا آنجا کنار پنجره نه ایست. بيا می خواهيم ببازی(همه خنديدند)
+. می خواهم ببازم!! این بار فرق می کند.
ـ خب پس شروع می کنیم ...
+نه! این بار من شروع می کنم.

* مربوط: گاهی برای بردن باید بازی را خودت شروع کنی پیش از آن که دیگران تو را به بازی بکشند.
*بی ربط : یک شعر _ می گویند جوشانده اش برای درد اعصاب و اختلالات عصبی  مفید است.

/ 29 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
انوشه

من دارم خوب می شم. اميدوارم شما هم تا به حال خوب شده باشی پيرمرد!

گل يخ

خيلی چيزها با خلافش ثابت می شود ...حتی بزرگترين چيزها

خورشيد

درود با نوشته ای درباره ریاکاری و عوام فریبی به روزم، خوشحال می شم نظر شما را در کشکول بخونم. بدرود

ايمی

سلام پسر خوبي؟ به ما سر نمي زني . كم پيدا شدي . شايد بازي رو شروع كردي كه نبازي ...

دختر مرده

ولی گاهی وقتا بازی رو ميبازی بدون حتی يک اشتباه و يا جا خالی...

اتی

برای کسی که آخر ميشود شروع بازی مهم نيست مهم اينست که آخرين ضربه را که ميزند.

انار

گاهی هم برای باختن !

يه اشنا

اوکی اره همه نياز دارن برن تو لاکه تنهايشون به شرطی که زود دربیان و گرنه گرفتار میشن درسته ادم بايد مواظبه خودش باشه اما نياز داره به مواظبت بعضيا يه چيز عادی و طبيعيه

فاضل

دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم چراغ های رابطه تاریکند چراغهای رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ست