گره

گره می خورد . به همین راحتی ها هم که نیست . بخواهی گره کورش را هم با دندان باز کنی پاره می شود . حالا هی زور بزن !! از اول هم معلوم بود که این گره کور می شود . مگر یادت نیست چه بکش بکشی راه می انداختی ؟! چرا لالمونی گرفتی حالا ؟
با این طناب طویل آن هم با آن فاصله ای که تو داری که نمی شود این بازی ها را در آورد . چرت و پرت نگو ، خیال کردی به همین راحتی هاست . حالا بیا غصه نخوریم ، تیغ ریش تراشی مرا بیاور تا خلاص شویم . دوباره گره می خوریم ، این بار نزدیک تر . کاری که ندارد ، فاصله ات را کم کن .
 
 


بی ربط : ۴ماه است که به مرخصی نرفته ام ، دیگر کششش را ندارم.

/ 23 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آزاده

اشک های خدا را پاک می کنیم ... آرام آرام خواب می شویم ... آرام آرام پاک می شویم ...خوب می شویم ... به روزم و منتظرت[گل]

الی

دو زاریم کج شده!![سوال]

شهرزاد

مشکل همین فاصله هاست که خیال کم شدن هم ندارد[گل]

انوشه

خب اینبار حواستون باشه گره کور نخوره که مجبور به استفاده از تیغ و دندان نشید و خیلی راحت لازم شد بازش کنید. البته با توجه به پست قبلی باید گفت که اون هم بسته به صورت وضعیت امسال شماست.

روزنگار

رفیق غصه نخور ... مرخصی رو می گیری باهم میریم پابوس اقامون امام رضا(ع) ازشون می خوایم که از خدا بخوان که گره از کار همه اداما بگشایند. انشا ا...

یه مهربون

یه سوال چرا میخوای بازش کنی ودوباره گره بزنی؟ کور باشه انچنانم بد نیست البته ..هیچی خوب برو مرخصی البته اصولا پسرایی این شهر خیلی اهله کارن

پژ

گویا برای اصلاح همیشه وقت هست! :)

غریبه

گره باید کور باشد یا اصلا نباشد.

کارگاه داستان نویسی یکی بود یکی نبود

کارگاه داستان نویسی و نقد داستان هر هفته روزهای چهارشنبه ساعت 18-20 در محل ستاد بحران شهرداری منطقه 2 واقع در شهرک غرب بلوار خوردین خ توحید 4 دایر می باشد. شرکت در این کلاس ها برای عموم آزاد و رایگان است.