Excuse

- آب باران کج نیست ، ناودان را دریاب. من و تو خوب یا بد ! و چراغ چون خاموش است از قطعی هیچ جریانی نیست ! از اینکه بد می چرخد چرخ تو ، دلیلش چرخش ایام نیست . هیچ گیری گیر نیست و هیچ لحظه ای دیر ! تمامش هم کنی یا نه میانش هیچ اختلافی نیست . زمان می خواهد و آنگاه همه را میفهمی که بهانه بود آن روز میفهمی که از نخواستن بود . تو ابلیس را خواستی و سیب فقط یک بهانه بود !

 

/ 17 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هادی یوسفی سرپرست وبلاگ گروهی لبحندایرانی

سلام خدمت شما به اطلاع شما مي رسانيم که بچه هاي وبلاگ نويس وبلاگ لبخندايراني کار خود را در رمضان 90 دوباره از سر گرفت از شما دعوت مي شود براي شرکت در مصاحبه اين وبلاگ با وبلاگ نويسان لبخندايراني شرکت نماييد. کليه اطلاعات مربوط به مصاحبه هم اکنون در وبلاگ لبخندايراني موجود مي باشد-منتظر قدوم سبزتان هستيم مصاحبه ي وبلاگ لبخندايراني با بادمهربون عزيز هم اکنون در وبلاگ لبخندايراني برقرار است - دوست داريم مصاحيه بعدي با شما باشد شخصا از شما دعوت مي کنم نفر بعدي براي مصاحبه ما باشيد کافيست جواب سوالات را براي ما بفرستيدpesaranehghadim@yahoo.com منتظر جواب هايتان هستيم-نااميدمان نکنيد

باد مهربون

یک خبر مهممممممممممممممممممممممم یکی از دوستان عزیز وبلاگی به نام لبخند ایرانی-پسرانه قدیم http://iranpk.persianblog.ir/ طی یک دعوت دوستانه از بنده مصاحبه کردند حالا هم از شما دوستای گلم دعوت می کنم به سایت لبخند ایرانی-پسرانه قدیم سر بزنید و نظرتونو بدید خیلی ممنونم

علی

"صدای زنگولة گردن خرها آمد. یوسف گفت: "برای شهر همسایه بهارنارنج آورده اند. چه بویی در هواست". زری دل نمی کند برود. آنقدر ایستاد تا خرها وارد باغ همسایه شدند و بارهای معطر خود را در خرند وسط باغ روی هم انباشتند.... زری تمام این مدت در نخ حرکات پیرمرد عرق گیر و سه تا پسرش بود. پیرمرد دوزانو رو به روی شکوفه های بهار نارنج نشسته بود و سبدها را می انباشت و پسرها سبدها را روی سرشان می گذاشتند و به خزانه می بردند... و زری می اندیشید که چرا پیرمرد پسرهایش را زن نمی دهد در حالی که موقع زنشان است، و بعد فکر کرد که آدمهایی که با این همه گل سر و کار دارند چه لزومی دارد زن بگیرند؟" بخشهایی از "سووشون"سیمین دانشور

مرمر

بر منطق وارونه ای باید بچرخیم در این مدار بسته استدلال ممنوع

دوست

سلام دوست عزیز! وبلاگ خیلی خوبه! لینکت کردم! دوس داشتی به ما سر بزن![چشمک] ممنون![گل]

مانی مسیحا

سیب سرخ حوا،همان که ممنونع بود و چون ممنوع بود انقدر چیدنش چسبید!!!!

مدرسه اجتماعی

سلام روز خوش وبلاگ جالبی دارید به وبلاگ من هم سر بزنید حتما خوشتون میاد

سایه

بازی خوب با کلمات بود. سلام [گل]