سو زن سو مرد

بهش گفتم دلم تنگ شده..
گفت چقدر تنگ؟
گفتم به اندازه ی یک روزنه.
گفت اَه !! من از نخ سوزن کردن بدم می آد !


بی ربط : وقتی دیدم کامنت آخرین مطلب به
بیست و هفت رسیده به یاد این افتادم که تا
چند ماه دیگه می رم توش.

مربوط : هیچی! 

/ 42 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبنمکده

سلام ديگر نمي رقصد خداي رقص حتي براي من براي رقص تا در ديار مردم افليج کمياب مي گردد دواي رقص روزي که ديگر بر نخواهد خاست از خانه ها حتي صداي رقص بايست باهم يا غزل گوييم ما آخرين ديوانه هاي رقص تا دختران زنده در تابوت جاني بگيرند از هواي رقص آن سان که تا شام ابد رقصند در آسمانها با خداي رقص [گل]

یه مهربون

خواهش قابله دلــه شمارو نداشت[چشمک] و در ضمن این الهی ها از کتاب الهی نامه اقای حسن زاده املی هستش[نیشخند]

oggi

آپم.بيا. با داستانك‌ها...

امیر

سلام ممنون که سر زدی وبلاگت حرف نداره[زبان][نیشخند]

گمشده

خیلی سخته از ته سوزن بخوای بری تو از اون سخت تر نگاه ته سوزنیی به دنیاست بازم می گم خیلی سخته

مینو

من اپم خوشحال میشم از حضور سبزتون