دوباره

دوباره شروع می کنم. دوباره شروع می شود! همه چیز تکرار می شود. همه چیز حتی تو.      تو که می گی من تموم شدم. دوباره بر گشتم واسه همیشه. سوغاتی اوردم . واسه تو مخصوصه. مثل همبرگرهایی که درست می کردی. همه چیز تموم شد. دیگه واسه تو نمی نویسم. توی این بیست ماه شناختمت. دوباره شروع میکنم.حالامی بینی...

/ 3 نظر / 2 بازدید
محمد

خوب هميشه می شه از نو شروع کرد! راستی قسمت آخر داستانم رو گذاشتم٬ دوست داشتی سری بزن!

بيگانه

حسن جان بابا کجايی تو ؟!!!!... خيلی وقته دنبالتم ... خيلی قشنگ بود مثل هميشه ... عالی بود ... راستی چکارا می کنی ؟ کجايی ؟ ... من که ليسانس قبول شدم و کارم در اومد تو چی ؟ ... راستی حتما به اين يکی وبلاگم سر بزن ... منتظرتم .

ايمان

سلام حسن جان/زيبا مثل هميشه زيبا / دستت درد نکنه/موفق باشی و خسته نباشی عزيزم