ژاژ واژه های يک وبلاگ نويس

ختم جلسه. بنا به رای دادگاه وبلاگ داستانک به تحمل محکوم می شود! حضار برای ترک دادگاه قیام کنند.

در سالن همهمه ای شد. هر کس چیزی می گفت . یکی می گفت: باید اعدامش می کردند . دیگری می گفت چه دادگاه منصفانه ای بود! از مردی که کلاه پشمی به سر داشت شنیدم به زنی که ظاهرا همسرش بود می گفت : زن امشب شام میریم خونه ی زهره اینا.

جلوی دادگاه هوادارن داستانک لباس نارنجی پوشیده بودند و شعار می دادن!!قاضی دادگاه طبق معمول به خاطر حفظ جانش از در پشتی خارج شد و در حالی که اطرافش را می پایید سیگارش را روشن کردو مثل همیشه به راننده گفت: برو خونه.

در طل راه به قضاوت امروزش فکر می کرد و با خودش می گفت: من چقدر خوبم. در همین احوال راننده از آینه نگاهی به آقای قاضی کرد و گفت : عالی جناب امروز کمی عنق به نظر می رسید؟! آقای قاضی نشنید پس بنابرین جوابی هم نداد.

آقای قاضی وقتی به منزلش رسید سریع پشت کامپیوتر شخصی اش حاضر شدو وارد داستانک شد. هنوز همان صفحه بود تعجب کرد! شریع با مقامات بالا تماس گرفت و موضوع را در میان گذاشت. صبح روز بعد در جلسه ای تصمیم گرفتند. بنابرین موضوع رسیدگی شد.

شالها بعد نویسنده ی وبلاگ فاش شد  همه فهمیدند. قاضی دادگاه در نامه ای خود کشی کرد! و مقامات استعفا دادند! وبلاگ هنوز همان صفحه بود!

/ 19 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الميرا

ديروز آخرين روز بود و امروز اولين روز ، همه ي خاطراتم ... من دفتر خاطرات رهگذراني غريبه كه تشنه لب آمدند و تيشه به دست برفتند ... و در آستانه ي فصلي گرم ، بارها و بارها متولد خواهم شد ... من آپم خوشحال می شم اگر سر بزنید.

مرضيه

سلام خيلی زيبا بود،ژاژ خواهی يه وبلاگ نويس تو وبلاگ داستانک... ... خيلی زيبا بود. راستی پست قبلي «هفتي» خيلی خيلی قشنگ بود. تولد بوده...مبارکه. موفق باشی.

مهاجر

مو فق باشياز خوندن مطالبت لذت بردم موفق باشی

خانومی

بيشتر از هميشه دوستت دارم درکت می کنم باورت دارم تا هميشه حتی بيشتر از خودم باهات می مونم تا هميشه شک نکن همه جوره باهاتم دوستت دارم مرد من

خانومی

نگاه مرا باور كن دستان مرا باور كن احساس مرا باور كن قلب مرا باور كن حرف مرا باور كن آري ... اضطراب در نگاه من از شور عشق توست لرزش دستانم از انتظار ديدار توست احساس گرمم از حرارت نگاه توست تپش قلبم از به ياد آوردن خاطرات توست ... و حرف من اين است : " آري... هنوز هم دوستت دارم... " دوستت دارم ببخش منو بخاطر تمام بديهام و به خاطر تمام اذيت هام اما بدون که دوستت د ارم

هامان

*www.naghde-film.blogfa.com*به دوستان خود بگویید...

هامان

*www.naghde-film.blogfa.com*به دوستان خود بگویید...

هامان

*www.naghde-film.blogfa.com*به دوستان خود بگویید...

سپیده

سلام ح خوبی؟ وبلاگ جالبی داری به روزم اگر دوست داشتی بيا و با اسم واقعيت نظر بده ممنون ميشم موفق باشی

[قهقهه][قهقهه][قهقهه]