بی حواس

حواسم به تو بود همیشه اما حالا آنقدر بی حواس شده ام که نوشته هایم را هم به خاطر نمی آورم. به خاطر نمی آورم نامه هایت کجاست. به خاطر نمی آورم که صدای خنده ات چگونه بود. در خاطرم نیست چون بی حواس شده ام...!

 

 

پ ن : سال نو مبارک

/ 10 نظر / 18 بازدید
پگاه

به نطرم اینطوری بد هم نیست دردش کمتره .... سال خوبی پیش رو داشته باشی

ایمی

همچنان شاکی ... تو خوابت نمی یاد تا حالا بیداری؟

مانی مسیحا

بی حواس نشدی...حواست پرت چیز مهمتری شده که چیزهای دیگر را نمیبینی!

بی واژه

بی حواس نشدی این گذر زمان است .. بوی عادت بوی روزمرگی بوی فراموشی ...

یه دوست برفی

سلام من که متن هایی که نوشتی چیز خاصی متوجه نشدم خوش به حالت که متوجه ستی داری چی مینویسی

محمدجواد

از حالا به بعد باید هی مرر کنی هی عبور کنی...آدمیزاده دیگه

حضرت خضر

فی الواقع گونه بسیار بسیار زیبا میباشد!!!