ای کاش!

امشب آخرین شب آرامش منه . بعد از یه مدت طولانی دارم از خودم می نویسم . همه اش به خاطر این یه ذره ایمانیه که تو وجودمه وگرنه خیلی وقت پیش کار رو یه سره کرده بودم . هر بار خواستم این زندگی لعنتی رو برای همیشه ترک کنم نتونستم . هی به خودم امید می دادم به خودم می گفتم درست می شه اما نشد . دیگه هیچی مثل قدیم نیست نه من اون آدمم نه ... هیچ کس از دل کسی خبر نداره حتی خود آدم از دل خودش . من نه عاشقم نه فارغ . من گرفتار خودمم . گرفتار این تن . کی می تونست این ها رو بفهمه . هیچ کس . دلم از این حرفها پُره . شاید خیلی ها به این درد دچار شده باشن اما بعد از یه مدتی درمان شدن اما دلم من یه کاسه خونه هیچ درمانی نداره تنها اکسیر درمانش مرگه . مرگی که سالهاست منتظرش هستم . ای کاش همین قطره ایمان رو هم نداشتم ،ای کاش...

shout18.jpg

خداوندا مرا آن ده که مرا آن به!

بار الاها تو خود از همه چیز آگاهی نعمتت را بر من ارزانی دار...

/ 24 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الميرا

خيلي ها معناي اميد را از زمين هاي خاكي ناكجا آباد آموختند. چشم به آسمان ندوز قرار نيست اتفاق هاي بزرگ... هميشه از آن جا شروع شود. سلام.من آپ هستم.خوشحال مي شم اگر بيايي.منتظرتم. بعضی انتظارها بيهودست.من هم قبلا اينجور فکر می کردم ولی همه چيز رو تغيير دادم چون انتظار بيهوده بود.اين نشدن تو از ايمان نيست از اينه که هنوز روزنه ای برای اميد هست

نرگس

سلام ممنونم از حضورتان از دريا پرسيدن عشق چيست ، گفت: خشكيدن ........... از گل پرسيدن عشق چيست، گفت:پرپر شدن ............ از زمين پرسيدن عشق چيست، گفت: لرزيدن ........... از آسمون پرسدين عشق چيست، گفت: باريدن........... از انسان پرسيدن عشق چيست،ناگهان ندايي از درونش گفت : جدايي كودكي گفتند :عشق چيست؟ گفت : بازي. به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي. به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت.به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر. به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت آهي كشيد و سخت گريست .به گل گفتم: عشق چيست؟ گفت : از من خوشبو تره. به پروانه گفتم: عشق چيست؟ گفت :از من زيبا تره .به شب گفتم عشق چيست؟ گفت: از من سوزنده تره. به عشق گفتم تو آخر چه هستي ؟؟؟.. گفت نگاهي بيش نيستم. اگر از شما بپرسندعشق چيست ؟شما چه ميگوييد؟؟؟؟؟ چرا انقدر نااميد نوشتيد هميشه شاد و سلامت باشيد يا حق

ليلا

مشکل بخش leila سايت ما چی بود تو وبلاگ آقای جلالی کامنت گذاشته بودی؟

باران

سلام مرسی اومدی وب زيبايی داری می خوای دات کام بشی؟ منو ادد کن بهت می گم... موفق باشی

انوشه

سلام. اميدوارم آرامش به دست بياری تا وقت کنی يه قشنگی توی اين دنيای ديوانه ديوانه ديوانه پيدا کنی.

leni

بگذار گریه کنم نه برای تو برای عشق که مرده است ... بگذار گریه کنم نه برای تو برای صداقت که کمرنگ شده است ... بگذار گریه کنم نه برای تو برای آرزوها که از بین رفته اند ... بگذار گریه کنم نه برای تو برای غم ها که یکنواخت شده اند ... بگذار گریه کنم نه برای تو برای محبت ها که خاموش شده اند ... بگذار گریه کنم ...

leni

گر نبينمش دلگير مي شوم و گر ببينمش دلگيرتر، چه كرده ام؟ مني كه در سلولهاي تاريك قلبم انسانهايي انباشته از محبت را دارم و كالبدم سرشار از احساس پاك است و وجودم تحمل گر گناهاني سبك! نه كفر نمي گويم. خدا نيستم،معبود نيستم،خالق و بي نياز هم نيستم، من سراسر نيازم،مخلوقم،عابدم و در آخر بنده اويم... آيا من ميتوانم بگويم گناهاني سبك؟!....... آري،زيرا كه ترازويي دارم بنام وجدان دست آويزي دارم بنام عقل و پشت گرمي دارم بنام احساس ناب....

تينا و اهورا

من آن موجم که آرامش ندارم به آسانی سر سازش ندارم هميشه در گريز و در گذارم نمی مانم به يکجا بی قرارم سفر يعنی من و گستاخی من هميشه رفتن و هرگز نماندن هزاران ساحل و ناديده ديدن به پرسش های بی پاسخ رسيدن من از تبار دریا از نسل چشمه سارم رها تر از رهایی حصار بی حصارم ساحل حصار من نیست پایان کار من نیست همدرد و یار من نیست کسی که یار من نیست در انتظار من نیست صدای زنده بودن در خروشم به ساحل چون می یایم خموشم به هنگامی که دنیا فکر ما نیست برای مرگ هم در خانه جا نیست اگر خاموش بشینم روا نیست دل از دریا بریدن کار ما نیست من از تبار دریا از نسل چشمه سارم رها تر از رهایی حصار بی حصارم ........................................................ سلام دوست عزیز ممنون که سر زدی به مناسبت فوت پدر آمیتیس عزیزمان اپ کردیم خوشحال میشیم سر بزنی موفق باشی بدرود

ليلا

سلام هستی ؟ يه سربزنی يا آپ کنی در هر دو صورت خوشحال ميشيم