گرسنه ای یا عاشقی

طرفهای ظهر وقتی به خانه آمدم از فرط خستگی با کفش روی فرش رها شدم و به سقف آبی خانه امان خيره شدم.
نای حرکت نداشتم، نمی دانم چقدر طول کشيد اما به آن اندازه بود که
مادرم چند بار از بالای سرم رد شد با سبد لباسهای چرک، با خودم گفتم کاش می توانستم روحم را از تنم بيرون کنم بدهم مادرم چرک هايش را بزداید.
در همين حين مادرم بالای سرم ايستی کرد و گفت چيه؟عاشق می زنی!
به شوخی گفتم نه بابا معشوق می زنم..
از توی حياط وقتی داشت لباس ها رو پهن می کرد صداش می اومد که می گفت: پاشو غذا روی گازه تا از دهن نيفتاده ..
به زور پا شدم. وقتی خوب سير شدم حالم عوض شده بود. بلند داد زدم مامان.. هيچی نبود فقط گرسنه م بود،  همين!

مربوط: گاهی آدم خودش هم نمی فهمد چه مرگش هست!
بی ربط : ایران بی سرباز شد!
در باورم نیست شاعر کودکی ها و عاشقانه ها در گذرد. در سوگش..

/ 57 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایمی

سلام دوستان گلم . قاب شکسته با یه قالب جدید و مطلب جدید به روز شد . منتظر حضور پر مهرتان هستم .....

عاشق حق

با سلام در گذشت پدربزرگ عزيزتان را تسليت ميگم روحشان شاد وجايگاهشان متعالی مرا همدرد غم از دست دادن عزيزتان بدانيد يا حق

نسترن

سلام حاله دلت خوب نشد؟ عيدت مبارک هيشکی هنوز به من تبريک نگفته امروز روزه ماس يعنی دختر خانوما همين

نسترن

بهتر بود که ميگفتی که بابابزرگت به رحمت خدا رفتن خدا بيامرزتشون اين جور ادم بهتر ميدونه چی کامنت بزاره همين

احسان

سلام حسن جان فوت پدربزرگت رو تسليت ميگم ... تسليت ميگم تسليت ميگم

مهديه عباس پور

و من هم تسليت می گم... آدم واقعن بعضی وقتا نمی دونه چه مرگشه... راست گفتی

ليمو بانو

تسليت. ليموناد نيسسس اما شربت بهليمو هسسس.

ليمو بانو

تسليت. ليموناد نيسسس. اما شربت بهليمو هسسس.

انوشه

شايد بی ربط باشه ولی من وقتی خيلی عصبانی هستم، خصوصا وقتی کاملا بی دليل عصبانی می شم، تنها دليلش گرسنگيه.

شانتال

اين درد مشترک تمام مردان است!هميشه وقتی گرسنه اند شبيه عاشقان به نظر ميرسند!