ای پادشه خوبان


یا علی بن موس الرضا
آهو از کجا فهمید
باید از تو یارى خواست؟
از پناه تو باید
سایه اى بهارى خواست؟
آهو از کجا فهمید
با تو مى شود آرام؟
با نگاه تو آهو
پیش پاى تو شد رام
تو به مهربان بودن
شهره در زمین بودى
مهربان فراوان بود
مهربان ترین بودى
مى دهى نجات از مرگ
آهوى فرارى را
مى کنى جدا از او
ترس و بیقرارى را...

 

 

 

 

 

پ ن : من رام تو می شم . . .

/ 12 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مانی مسیحا

همه رام میشویم عاقبت...!

ایمی

سلام... خوبی؟ خیلی می خوام ببینمت ... اما غرق در بدیهای جاری هستم.... دنبال یه هوای پاکم که بتونم نفس بکشم... میلاد بر تو و خانواده محترم مبارک

مرضیه

چقدر این عکس قشنگههه ..[لبخند]

نویسنده

[گل]بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم وبلاگ خیلی قشنگی داری ، لحظات خوبی رو توش سپری کردم به من هم سر بزن و نظرت رو بگو منتظر قدمهای سبزت هستم آدرسم دور نیست پشت پرچین نگاهت[گل]

بلا طلا خانم

سلام وبلاگ قشنگي داري ممنون منم با اسم بلا طلا خانم لينك كن آدرسم اينه http://btala.persianblog.ir

لئو

با آرزوی سال خوب و شاد برای شما.

باد مهربان

تقسیم سادگی ، سادگیم را با تو قسمت میکنم تا تو نیز همانند من به عشق و دوستی بنگری و آن را مقدس بداری و بدانی برایم چه زیباست هنگامه ی نسیمی که بوی تو را به ارمغان می آورد ، آری ، معنای با تو بودن را فقط سادگی شمیم عشق میفهمد