اتاق تاریک

سبد پُر از انگور بود . هزاران چشم یاقوتی همچون دوربین مدار بسته ای تمام حرکات اتاق را در مغز کوچک خود ضبط می کردند. به ساعتم نگاهی کردم. همه چیز ردیف بود. روی مبل افتادم ـ حالا دیگر باید پیدایش می شد صدای زنگ خانه به صدا در آمد. از جا پریدم ... خودش بود. فرشته. اتاق روشن شد. بالهایش را بست و همچون پرنده ای در من نشست. انگورها را ریختیم! تلخ و گوارا ـ به ســـلامتی. اتاق تاریک شد.

...

/ 32 نظر / 54 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حشقشظهف

سلام دفعه آخر که امدی شاید دفعه اول بود خیلی وقت پیش من از بردن باخت گفتم و تو بردش را دیدی حالا بعد از خیلی وقت دوباره اومدم توهم بیا

parazit

داستانک " گفت: مسخره بازی در بیاری و کسی را بخندانی پدرت را در می آورم. مثل بقیه می روی بالای چهار پایه و منتظر میشوی طناب را بندازند دور گردنت."

عیسی

شیراز، ارگ کریم خان.[چشمک]

محسن

عالی بود و پری کوچک من هنوز به انتظار نشسته ............. سلام آقا خوبی؟ شناختی؟؟؟؟؟؟؟ محسنم دیروز توی جشن پرشین بلاگ باهاتون آشنا شدم فعلا[گل][لبخند]

مریم ربیعی

lمعمولا هر کسی اولین بار برام نظر می نویسه جواب می دم ممنون منو با وبلاگت آشنا کردی . اما از اونجایی که دیروز اسم وبلاگتوی توی جشن شنیدم نمی آمدی هم سر می زدم به وبلاگت . به هر حال ممنون . همین الان خوب باش

ژاله

من خیلی از قالب این وب لاگ خوشم میاد.. میشه بگی از کجا گیرش اوردی[لبخند]

مریم

سلام تبریک میگم برگزیده شدن وب لاگتون رو دیروز بعد از اتمام مراسم خواستم بهتون تبریک بگم ولی پیداتون نکردم [لبخند][گل] موفق باشید

روابط عمومی

با سلام و عرض احترام خدمت شما دوست بزرگوار در ادامه سلسله جلسات نقد و بررسي وبلاگها ، این هفته با نقد وب لاگ (( مروارید عرفان )) http://sevda1000.persianblog.ir http://sadafe-darya.blogfa.com نوشته های « خانم مهوش رحیم پور » در خدمت شما دوست گرامی هستیم . لذا بدینوسیله از جنابعالی جهت شرکت در این جلسه دعوت بعمل می آید. پیشاپیش از حضور گرم و صمیمی شما تشکر و قدردانی می شود . وعده دیدار ما : یکشنبه 26 / 3 / 1387... ساعت 17 الی 19 نشانی: يوسف آباد - خیابان سید جمال الدین اسد آبادی - خیابان ۲۱ - بوستان شفق - فرهنگسرای دانشجو - سرای کتاب با تشکر

بارباپاپا

سلام ممنونم از کامنت و تبریک شما[گل]براتون آرزوی شادی و موفقیت دارم[گل]