حسنک کجايی؟

شب بود ماه پشت ابر بود. اما نه گاوی ماغ می کشید نه گوسفندی بع بع ! و نه خروسی قوقولی قوقو! ساکتِ ساکت . فقط یه جیرجیرک بود که اون هم با صدای جیرجیرش به سکوت شب جلوه ی بیشتری می داد . حسنک روی پشت بامِ کاهگلیِ خانه ی مادر بزرگشان دراز کشیده بود و در حالی که به آسمان پر ستاره ی شهرشان زُل زده بود .(اینجا باید اشاره کنم که در آسمان فقط ماه پشت ابر بود!)
با خودش گفت : بَه عجب  سکوتی !!؟ اگر مرا گاو، گوسفند و خروسی بود ، چه غوغایی می شد! نه خوابی بود نه سکوتی و نه مجال ستاره بازی!!!حسنک همان شب فهمید که چقدر خوشبخت بوده است و نمی دانسته!!

* مربوط ۱: تنها کمی از داستان حسنک کجایی را به یاد می آورم اگر کسی از حفظ است برایم سند کند.
* مربوطِ بی ربط : حتماً چیزی از جایزه تمشک طلایی شنیدین . اگر جایزه ای هم برای بی مصرف ترین آدم روی زمین ترتیب می دادند خوب می شد.
* مربوط ۲: من اصلاً نمی فهمم چرا همه می گویند خانه ی مادربزرگ ، صاحب خانه که پدر بزرگ است!؟
×این کیه با خودش حرف می زنه لطفا بگه ؟

/ 30 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تحلیلش کن

سلام. مرسی از اینکه سرزدین و نظر دادین. ازین حسنک فعلی شما بیشتر خوشم اومد جالب بود.

روح ا...

حسنک ، داری با ربط و بی ربطات یه کمکی ربط و بی ربط میگی .

۴۲گرم عريانی

ممنون از اظهار لطف. ۴۲ گرم هم می شود دو تا ۲۱ گرم که در کناره ی وبلاگ در باره اش توضيح داده ام: حتما شنيده ايد كه گفته اند انسان در نخستين لحظه مرگ ، 21 گرم وزن كم مي كند. وزن روح آدمي؟ و حتما باور داريد كه انسان با سيماچه هاي خود زندگي مي كند.با پرسونایش. با حجاب ها.مي شود تمرين كرد و به خلوص عریانی درون رسيد. حجاب ها را كنار زد. انساني تازه كه از دل خاكستر سوختن خويش خلق مي شود. ققنوس وار؟

نرگس

سلام خوبین؟ ببخشید یه مدت که خیلی مشغله دارم متن قشنگی بود قلم زیبایی دارین موفق و سربلند یا حق

مهتاب

سلام شما هميشه لطف می کنی و سر ميزنی. اگه من کوتاهی می کنم و چيزی نمی نويسم برايتان مرا ببخشيد

کلیپ

اينجا رو هم ببينيد..