آب و تاب

حالا دکمه ی چاه آب را زده است ، نگاهی به ساعت گوشی همراهش می اندازد. زمان می گیرد! کمتر از بیست دقیقه آب به استخر میریزد و سپس قطع می شود. اخمهایش توی هم می رود، خشکسالی است دیگر! با نگاهش به طرف درخت گردوی پیر نشانه رفته است، دارد تاب می خورد! زیر چشمی او را می پاید . تاپ صورتی با دامن کوتاه گلدار ! از همیشه شاداب تر ، و وقتی می خندد تمام سی و دو دندانش را می توان شمرد! نمی تواند خودش را به بی خیالی بزند. به همراه آب به سوی باغ سرازیر می شود. حالا دستهایش شانه های لخت او را لمس کرده است. دخترک می گوید دکمه مرا هم بزن! مرد اخمهایش باز می شود و به آرامی تاب می دهد..تاب می دهد.. تاب می دهد..

 

 

بی ربط : بیاییم این آخر رمضانی را به جای دعا ، نفرین کنیم ، بی شک خواهد گرفت!

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاطره

بد هم نیست گاهی برای یه عده دعا کردن نفرین در حق یه عده دیگه هست

مانی مسیحا

این نفرین را هستم نافرم...حالا اگر تاپ صورتی با دامن کوتاه گلدار تنم باشد که دیگر قطعا میگیرد!!!!

بهاره

نفرین من یکی که میگیره نفرین کنم؟[شیطان]

مادرانه

اگه مطمئن باشید که دعاتون نمی گیره، مطمئن باشید نفرین تون هم نخواهد گرفت

مرضیه

به دعا امیدوار باشین .. بازم دعا کنین . هیچ چیزی مث دعا کارساز و مشگل گشا نیست، حتی نفرین! یقین کنین[لبخند]

دوستدار خدا

سلام نفرین خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟واقعانفرین خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وبم راجع به خداست به وب من سر یزن[گل]

alice

به تو نفرین به خودم... به تموم خاطرات.....

masih

kheyli khoob boood [دست]

alfred

آقا زیبا، زیبا بسیار... [لبخند]