توی وبلاگش نوشته بود :

دیر فهمیدم که هیچ چیز با ارزشی نبود که من دین و دنیایم را برایت گذاشتم!
سینه های گرد وسفیدت، لبهای غنچه ات، و چشمهای دلربایت، زلفون سیاهت
و هر چیز دیگری که در تن زیبا و اندامی تو آتش بر دلم می نشاند!
من بهترش را دیدم که خاک شد و رفت
حالا وقتی فهمیدم که همه وجودم فرسوده شده است، من از تو نه گندم و نه سیب خواهم چید و نه در سایه سارت خواهم خفت. و از شر تو به خالقت پناه می برم ای زیبای خفته..


و آن پست پر بود از کامنتهای :
آخ جون چی هست این جیگر!!!!!!!
حالا که نمی خوایش شماره اشو بهم می دییییییی
وای کجا ولش کردی اون لا مصبوووووووو
دهنم آپ افتاد :)
من مییییییی خوامش..

و...

مربوط : هیچی!!

/ 21 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیانا

سلام[گل] آپـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم منتظر حضور گرمتون هستیم [لبخند][قلب][لبخند] لیانا و نوشین

نمِ‌نمک

چی بگم والا ؟! شده بود توی وبلاگ یه سوال مطرح کنم و هر بار برای پیدا کردن جواب بین کامنت‌هام با جملات : مطلب مفیدی بود. خوب نوشته بودی و این‌ها مواجه بشم چه باید کرد ... دنیا همینه این یه کم عمیق‌تر بود دردش یه کم بیشتر از یه کم همین!

دختر بد

[گل]برای[گل] مر30 که به من سر زدی

صابر

سلام و درود بعد از مدتها وبلاگی دیدم که واقعا آشفته ام کرد. موفق باشید همیشه.

ماه سپید

سلام عیدت مبارک ..غمو بریز دور ..شادی بیار به خونت ..مردم بی جنبه رو نمیشه ادب کرد !خودت از زندگی سیر میشی و اونا الکی خوشن و لذت میبرن

مرجان

وبلاگ خیلی خوشکلی داری جدی میگم واقعا من خوشم اومده لینکتون میکنم اگه دوست داشتین منو لینک کنید مرسی[قلب][گل]