پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

داستانک سابق

۱۳۸٦/٦/۱۳

حسنک کجايی؟

کلمات کلیدی :

شب بود ماه پشت ابر بود. اما نه گاوی ماغ می کشید نه گوسفندی بع بع ! و نه خروسی قوقولی قوقو! ساکتِ ساکت . فقط یه جیرجیرک بود که اون هم با صدای جیرجیرش به سکوت شب جلوه ی بیشتری می داد . حسنک روی پشت بامِ کاهگلیِ خانه ی مادر بزرگشان دراز کشیده بود و در حالی که به آسمان پر ستاره ی شهرشان زُل زده بود .(اینجا باید اشاره کنم که در آسمان فقط ماه پشت ابر بود!)
با خودش گفت : بَه عجب  سکوتی !!؟ اگر مرا گاو، گوسفند و خروسی بود ، چه غوغایی می شد! نه خوابی بود نه سکوتی و نه مجال ستاره بازی!!!حسنک همان شب فهمید که چقدر خوشبخت بوده است و نمی دانسته!!

* مربوط ۱: تنها کمی از داستان حسنک کجایی را به یاد می آورم اگر کسی از حفظ است برایم سند کند.
* مربوطِ بی ربط : حتماً چیزی از جایزه تمشک طلایی شنیدین . اگر جایزه ای هم برای بی مصرف ترین آدم روی زمین ترتیب می دادند خوب می شد.
* مربوط ۲: من اصلاً نمی فهمم چرا همه می گویند خانه ی مادربزرگ ، صاحب خانه که پدر بزرگ است!؟
×این کیه با خودش حرف می زنه لطفا بگه ؟