
کلمات کلیدی :
و چون دری بسته شد در دیگری گشوده شد
و چون دری گشوده شد در ديگری بسته شد
ودر اين گير و دار ،باز وبسته شدن همانا و خسته شدن همانا
و هنوز چه درها که باز و بسته خواهد شد..
گر ز حکمت ببندد دری زرحمت ببندد در دیگری!
*دارم باز و بسته می شوم!
*مرداد سومین سالگشت داستانک
*با تشکر از تمام کسانی که در این چند سال مشوق بودند. تو که گفتی تا هفتاد سالگی هنوز پا می شی می رقصی پس چی شد ،جا زدی!؟
*به دلیل انبوهی از مشکلات این وبلاگ به فروش می رسد(زیر قیمت کارشناسی)

ن : ح ط

