
کلمات کلیدی :
دوباره تو تو تو ... بی تو بودن سهمی برای من من من ...
یک سهمی هم برای من بگذار . من سهم خودم را می خواهم . من می بخشم به اندازه ای که تو می خواهی. اما لطفا سهمی هم برای من بگذار.
ـ سهم تو منم . خودم را برای تو می گذارم . و همه ی سهمت برای من.
چیزی نگفت.
چیزی که برای او ماند چند صفحه خاطره ی خاک گرفته بود. چیزی که از دست داد خودش بود. خودش/.
* وقتی چیری برای گفتن نیست بهتر است که آدم خفه شود تا اینکه جفنگ بنویسد.
* گاهی هم ننوشتن بهتر از نوشتنه. کاش خفه می شدم/.

ن : ح ط

