پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

داستانک سابق

۱۳۸٦/۳/۱۱

سگ کور

کلمات کلیدی :

مث سگه کتک خورده یه گوشه ای می خزه و آروم زوزه می کشه. دفعه ی اولش نیست اما جدیدا زیاد این کارو می کنه. وقتی زوزه می کشه لابه لای زوزه هاش چیزهایی می گه: من توله ی خوبی نبودم اوو ه ه ه . نه اصلا توله ی خوبی نیستم! خیلی آروم پلکهاشو می بنده و زود باز می کنه انگار می خواد وقتی چشماشو  باز می کنه اوضاع جور دیگه ای باشه. اما نیست. گاهی بهش می گم بابا تو دیگه چه سگه خسته ای هستی و او هر بار سرشرو تکون می ده و باز یه گوشه ای می خزه و چمباتمه می زنه. وقتی می خوام نازش کنم عصبی میشه و پارس کنان ازم دور میشه . من اصلا درکش نمی کنم و هر دفعه که تصمیم می گیرم بیارمش اینجا  انگار فکر من رو می خونه نمی دونم شامه اش چقدر قویه که می تونه از همه چیز بو  ببره. راستش من می دونم اون چشه . اما کاری از دستم ساخته نیست . خوب می فهمم که این سر نوشتش بوده و عوض بشو نیست. می دونی اون خیلی رنج می کشه. و نمی خواد قبول کنه که کاری نمی شه کرد یعنی من نمی تونم کاری واسش انجام بدم  ازین بابت هم متاسفم. شما هم فکر می کنین این آخرین راهه؟

ـ متاسفانه آره . همونطور که خودتون گفتین کاریش نمی شه کرد .

اوهوم . راستش خودش هم چند بار می خواست به تنهایی همین کار رو بکنه اما هر بار نجات پیدا کرده . شده مسخره ی سگهای دیگه . لزومی هست من اینجا باشم؟

ـ نه اما می خواین بعد چی کارش کنین؟

هر کاری که با سگهای دیگه می کنین . ببخشید من نمی خوام شاهد درد کشیدنش باشم . با اجازه می رم خونه . این صدای شلیک از کجا بود ؟

ـ فکر کنم کارش تموم شد . اگه بخوای می تونی ببریش .

ـ نه . احتیاجی نیست .

وقتی در را پشت سرش بست لاشه ی سگش را دید  با همان پوزه ی غمگین اما این بار پلکهایش را برای همیشه بسته بود .