پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

داستانک سابق

۱۳۸٦/٢/٢٧

فاصله

کلمات کلیدی :

او مردی بود عاشق آسمان و همیشه ردای بلند آبی به تن داشت. تنها ایستاده بود و نسیمی آرام در لباس بلندی که به تن داشت موج می خورد . شب بود و در فاصله اي که او ايستاده بود کسی نبود . وقتی داشت به آسمان نگاه می کرد ، زیر لب به آرامی گفت : چقدر فاصله هست میان من و تو ... خداوند به او نگاهی کرد و گفت : میان من و تو؟! مرد که فکر می کرد این صدای آسمان است، گفت : آری میان من و تو .

و خداوند روح آن مرد را فرا خواند . و او به آسمان نزدیک شد . و وقتی روحش به خدا رسید گفت : خدایا ممنونم که به آسمان نزدیکم کردی!