پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

داستانک سابق

۱۳۸٥/۱٠/٩

او نوشت

کلمات کلیدی :

وقتی نمی نویسد فکر می کند که می نویسد وگاهی که می نویسد انگارکه نمی نویسد. از هر کس که بپرسید به شما خواهد گفت که او  یک دیوانه است. فق فق .میدمزی. هه هه .     او می داند که یک دیوانه است و با خود فکرهای ابله هانه ای می کند. او دیوانه است اما دماغش را با آستینش پاک نمی کند! نه به خاطر اینکه کار زشتی ست چون لباس او آستین ندارد. دی دی ند ند ندیدی.  او گاهی با خودش آواز می خواند: سریس تا وزغ کیس تو شر آنت تو نوق سری تاکینگ آنتخ نوق.... او آواز های فرانسوی را بهتر از فرانسوی ها گوش میدهد. او گوشش از این حرفها پر است و وقتی نفس میکشد می رنجد و وقتی می رنجد خوشحال است! او دائم می رنجد. چون نفس می کشد. او فحش های زیادی از حفظ است اما تا به حال به کسی فحش نداده است. اگر از من بپرسید او دیوانه ایست که فقط به خودش آسیب می رساند. اوعاشق سیب است ولی وقتی می خورد معده اش نفخ می کند. مغز او از معده اش درشتر است ولی کار نمی کند. در مغز او افکاری است که هرگز در جایی به ثبت نرسیده و به نظر خودش باید هر چه زودتر آنها را به ثبت برساند. او می خواهد ثابت باشد به خاطر همین گودال کوچکی را در باغچه خانه اشان حفر کرده است وهر روزه در آن دراز می کشد و وقتی دراز می کشد به آسمان نگاه نمی کند(به شکم میخوابد) او می ترسد که دلش تنگ شود او هم اینک می گریـــد.....