
کلمات کلیدی :
دردستش سبوی،گفتاچنین:
بسم الله الرحمن الرحیمتتسس! وباز شد! قدح لبریز و یاران سر به افلاک. بگفتا ساقی انجمن شُرب: سلامت باشی وخالی قَدح گشت. فاضلِ انجمن ما، سرباز وطن! می ریخت به جام زهر و به کام تن.
گشتیم همه مست و فلک چرخان شد ، ناگه به زمین خورد ز دستم قدح و واژگون شد. گشتیم به هوش وجلوه گر شد جاری زلب ساق به دوشان از طاهرِ بابای بهوشان:
شب تاریک و راه باریک و من مست قدح از دست ما افتاد و نشکست
نگه دارنده اش نـــــــیکو نگه داشت و گرنه صد قدح نفـتاده بشکست


ن : ح ط

