پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

داستانک سابق

اعترافات ناگهانی دوشنبه شب

کلمات کلیدی :

دیشب وقتی در قلمرو خودم قدم میزدم از فرط بی حالی گوشه ای لمیدم. {مثل مست ها شاید هم خمار بودم!} کمی به احوال خودم رجوع کردم ، که این چه نگرش و منشی ست که در پیش گرفته ام؟! و این چه بازی ست که روزگار برایم رقم زده است؟!
اصلن من کی هستم و با خودم چه می کنم!؟ روزها و شب ها را مرور کردم ، آنچه بر من گذشته و در حال گذر بود ...
تنها بودم و تنها ... در خودم جستجو کردم و دیدم :
بیش از اندازه مغرور شده ام ، بی اندازه خودخواه! اخلاقم در خانه مناسب نیست، در محل کار ریاست طلب شده ام ، زورگو ، دیکتاتور ، برای خودم احمقانه است حتمن برای دیگران هم احمق جلوه می کنم. احترام به دیگران را فراموش کرده ام ، حالا هر کس که می خواهد باشد. عجولانه تصمیم می گیرم ، عبوصانه صحبت میکنم! اعتقاداتم!! سست و فراموش شده اند! عجیب است!! روزگاری چیزها و یا کسانی که برایم مقدس بودند (و هنوز هم هستند)  وقتی اسمشان را می آوردم اشک از چشمانم جاری می شد ، حالا برایم بی تفاوت... خشک و بی منظر شده اند!! خدا را صدا زدم ، آسمان شب بود ، جوابی نشنیدم! مضطرب شدم.. !
بی رحمی ؟! من هرگز بی رحم نبوده ام! با خودم حرف می زنم! هنوز به او فکر می کنم ! هر روز و تنها وقتی اسم او را با زبان به ذهنم می آورم گریه ام می گیرد ، که این هم از بی رحمی من است ! از خود خواهی ! که او دیگر نیست ، نخواهد آمد! اینها را نمی خواهم باور کنم! غرق گناهم ! غرق ، غرق...! گاهی از گناهی که می کنم هیچ احساس پشیمانی نمی کنم! از گناهان گذشته ام طلب بخشش ندارم! من از جهنم نمی ترسم و یا از مرگ ، ولی هرگز این چنین گستاخ نشده بودم! از کی ؟ چرا ؟ در خودم به دنبال جواب راه افتادم... جواب های متفاوتی را دنبال کردم ! هیچ کدام جواب اصلی و برایم قانع کننده نبود. آیا همه ی اینها نتیجه ی چه می تواند باشد؟! با خودم تکرار کردم! هی تکرار ، هی تکرار ... جواب های متعددی که می یافتم را کناره هم گذاشتم ... بی هدفی ، غرور  ، بدبینی ، گستاخی ، تعلل ، بی وجدانی ، دروغ ، غیبت ، و خیلی چیزهای دیگر که روح هر انسانی را کدر و متروک می کند... آخ خدای من ... همه ی آنها یک چیز را گواهی می دادند، و فقط یک چیز ...
من خدا را فراموش کرده ام !

بی ربط : رفیق !