پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

داستانک سابق

۱۳۸٤/٢/۱٩

نامه اي به هيچ كس

کلمات کلیدی :

نامه اي به هيچ كس

شايد اينها را كه اينك مي خواهم آنها را روي كاغذ بياورم  بيشتر شبيه يك نامه باشد. نمي دانم آنرا براي چه كس مي نويسم. ويا حتي چرا؟ شايد از ترس اينكه اينها آنقدر در پستوي ذهنم بمانند تا سركه شوند. شايد هم شراب. شرابي كه طعم گذشته را به همراه دارد.  و شايد اصلا" موريانه ها تمام صفحاتش را با ذره ذره كلماتش نوش جان كنند . واز آنها فقط مشتي گل باقي بگذارند.  مشتي گل كه نمي توان ازآنها چيزي ساخت. آن زمان من نيز ديگر خاك شده ام. شايد از خاكم درخت خرزهره اي برويد. با گلهائي كه خون از دماغ مي آورند. و شايد هم هيچ نرويد. ويا به قول خيام  از خاكم كو زه اي  سازند. اما مي دانم كوزه ي من بي دسته خواهد بود. وبه زودي خواهد شكست. من اينها را خوب  مي دانم. هيچكدام از اينها براي من مهم  نخواهد بود. وبي شك تاثيري در من نخواهد گذا شت. من به دنبال چيز ديگري هستم. چيزي كه نمي دانم چيست. فقط مي دانم كه وجود دارد . و مرا آزار ميدهد. شايد من به او آزاري رسانده باشم. كه اين چنين به من كينه مي ورزد. وخود را از من پنهان مي كند. همه چيز را در من  زهر مي كند . بي هيچ رد پائي .بي هيچ نشانه اي. از من مي گريزد . اما انگار كه نمي گريزد. او مرا  مي شناسد ولي من او مرا نمي شناسم. فقط مي دانم كه وجود دارد. و وجود مرا آزار مي دهد. شايد اينها را مي نويسم كه او بخواند. اما مي دانم كه او همه چيز را از پيش   مي داند. و شايد او مرا وادار به نوشتن اين نامه كرده است. نامه اي كه نمي دانم آن را به كجا پست كنم.                                   
                                                       24/8/83