
کلمات کلیدی :
هیچ چیز به ذهنم نمی آید ! وقتی یک چیز ذهنم را مشغول می کند و آن چیز نمی گذارد شب را بخوابم. و هیج راه فراری از آن چیز نیست و باید صبر کرد و صبر و صبر... همه اش هم که آن چیز نیست، چیزهای دیگری هم هست که در مقابل آن چیز چیزی نیست !
+ آن چیز سکته ی مغزی مادربزرگم است و گریه های شبانه..
+ پدرم نیز خواب نمی رود غذا نمی خورد و... این چیز هم از آن چیزهای بالاست.
+ التماس دعا..

ن : ح ط

