
کلمات کلیدی :
- ذهنم درد می کند. هیچ نپرس ، هیچ چیزی برای پاسخ نیست. نه دیگر نایی مانده برای بر خواستن ، نه حتی فرصتی برای نشستن..
× من که چیزی نپرسیدم!
- چرا ، همین هایی که در سر داری دارد مرا دیوانه می کند، خیال می کنی نمی فهمم؟! امروز آنقدر داد کشیدم که حنجره ام به اندازه پنجره ات باز شده بود ، گلویم درد می کند. ببین بیا با هم رو راست باشیم.دیگر خیلی خسته کننده شده ای ، بیا از دست هم خلاص شویم.
× من که چیزی نفهمیدم!!
مربوط : همیشه خنگ بودی،یا شاید خودت را به خنگی می زدی.
بی ربط : سال خوبی هست این سال؟ سور چهارشنبه ی ما چندین صدای بلند و دود غلیظی که از پنجره داخل می شود خواهد بود.
بی ربط تر : سال نو !! مبارک است انشاالله /.

ن : ح ط

