
کلمات کلیدی :
| نماز شام غریبان چو گریه آغازم | به مویههای غریبانه قصه پردازم | |
| به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار | که از جهان ره و رسم سفر براندازم | |
| من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب | مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم | |
| خدای را مددی ای رفیق ره تا من | به کوی میکده دیگر علم برافرازم | |
| خرد ز پیری من کی حساب برگیرد | که باز با صنمی طفل عشق میبازم | |
| بجز صبا و شمالم نمیشناسد کس | عزیز من که بجز باد نیست دمسازم | |
| هوای منزل یار آب زندگانی ماست | صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم | |
| سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی | شکایت از که کنم خانگیست غمازم | |
| ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم میگفت | غلام حافظ خوش لهجه خوش آوازم |
تعبیر:خود را غریب و تنها می بینی و دوستان ریاکار را باعث شکست خود می دانی. بهتر است بار دیگر گذشته ها را با دقت بررسی کنی و پی به اشتباهات خود ببری تا دوباره شکست نخوری. آدم عاقل از هر شکست، برای خود تجربه ای می اندوزد. امیدوار باش و عاقلانه رفتار کن
بی ربط :به نصیحت گوش کن..
مربوط: می خواهم عاقلانه رفتار کنم،مثلا اینکه تو را در آغوش کشم،اما نمی شود،نیستی!!
...خاتمی!!

ن : ح ط

