پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

داستانک سابق

۱۳۸٦/۱٢/٧

چنین گفت خواجه در 7 اسفند!

کلمات کلیدی :

ت و ل د

نماز شام غریبان چو گریه آغازم به مویه‌های غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیق ره تا من به کوی میکده دیگر علم برافرازم
خرد ز پیری من کی حساب برگیرد که باز با صنمی طفل عشق می‌بازم
بجز صبا و شمالم نمی‌شناسد کس عزیز من که بجز باد نیست دمسازم
هوای منزل یار آب زندگانی ماست صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم
سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی شکایت از که کنم خانگیست غمازم
ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم می‌گفت غلام حافظ خوش لهجه خوش آوازم

تعبیر:خود را غریب و تنها می بینی و دوستان ریاکار را باعث شکست خود می دانی. بهتر است بار دیگر گذشته ها را با دقت بررسی کنی و پی به اشتباهات خود ببری تا دوباره شکست نخوری. آدم عاقل از هر شکست، برای خود تجربه ای می اندوزد. امیدوار باش و عاقلانه رفتار کن
بی ربط :به  نصیحت گوش کن..
مربوط: می خواهم عاقلانه رفتار کنم،مثلا اینکه تو را در آغوش کشم،اما نمی شود،نیستی!!