پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

داستانک سابق

۱۳۸٦/۱٠/۱۸

تنبيهی

کلمات کلیدی :

در ميدان غوغايی بود.  سربازها توی صبحگاه صف کشيده بودند.  آن طرفتر يک کبوتر دانه می چيد. سرهنگ آمد.ميدان ساکت شد. ايـــــــــــست! پادگان به جــــــــــای خود. دست ها بالا رفتند. کبوتر  به بام جايگاه پريد . شکمش دل دل می زد. انگار که درد سختی دارد. پادگان آزاد! دستها پايين افتادند. مايع شيری رنگی از کبوتر افتاد. سرهنگ به بالا نگاهی کرد. کبوتر آزاد شد. همه تنبيه شدند!!!

مربوط : به یاد سرمای 3 سال پیش در پادگان آموزشی قصر فیروزه.
بی ربط : یزد هم برفی شد و من بارها زمین خوردم !
بی ربط 2 : و ماه عشق آغاز می شود التماس دعا داریم ..