
کلمات کلیدی :
دارد خبر قاصدک ز قلب خسته ام زین روست که سر می کشد
به هر گوشه ای دلش، و من اینجا ایستاده ام به سایه ی خویش و می لرزد ،
در حنجره صدای هر فریادم . گویا زمن نمی برد خبر قاصدک به سوی یار !
کین خستگی کمان کرده قد و کم سو چشمانم!
مربوط: خودمان هم نفهمیدیم این متن در کدام شاخه می گنجد!؟ گاهی انسان چه رسوا سخن می گوید!
بی ریط: پروردگارا رحم می کنی؟

ن : ح ط

