پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

داستانک سابق

۱۳٩۱/٢/٢٧

توتستان

کلمات کلیدی :

جایی که مزه ی کودکی میدهد هنوز ..! عصرها میرفتم یک درخت توت بزرگ را صاف می کردم. یک شاه توت هم بود که صاحب باغ اجازه داده بود هر وقت خواستم بروم بالا توت بچینم. یک سطل خوشحال پر میشد از شاه توت و شربت خونینی که مادر درست می کرد..! بعضی خاطرات مثل ستاره ی دنباله دار هالی هستند هر چند ده سال یک بار پیدایشان میشود و آدم را حالی به حالی می کنند.

 

 

پ ن : شرطی شده ام،
به پنجره های این کوچه که میرسم
خیره می شوم!
به پنجره ای که سالهاست
تو در قاب آن نمی ایستی..!




درد خاکستری ست!

کلمات کلیدی :

رفیق! تن که بسوزد خاکسترش برجای میماند، پس از روح چه میماند جز درد ؟! این نه بهانه است و نه گلایه.. من پیش از اینکه تمام شوم تمامش کردم. این است که دانستم درد خاکستری ست..!

 

 

پ ن : غریبه برای خودم متاسفم که آشنایی نیست و خوشحال که درد غربتم تو را نگرفت.

+ اضافه شد : یک نفر زیر برف پاک کن یادداشت گذاشته که شاید درون مرداب هم می توان خوشبخت بود..! زیرش چند سطر جا گذاشته بود نوشتم گاهی باید رفت تا خوشبختی دیگران مرداب نشود. خدا را شکر که بیشتر جا نداشت...