
کلمات کلیدی :
زمان گذشته و او هنوز در گذشته مانده است / وقتی همه جا عطر شکوفه شکفته است / خالی تر از همیشه پر از بغضهای نشکفته / او را خزان زده و فصل زمستان رسیده است / تنها نشسته تکیده با کوله بار خاطره / هر جا که می نگرد او هم نشسته است / در ناباوری ز خویشان خود جفا دیده / باور کن از همه عالم رمیده است / او را که روزی صد آروزو بود با نور دیده / اینک ببین که پیر جوانی است و کمر خمیده است / دارد به دل هزار حرف و حکایت های ناگفته / اما زبان به مصلحت امروز در کام کشیده است / .
× سرایش سه دقیقه ایست دیگر ، مرا برین سروده ی ناموزون ببخشید.