پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

داستانک سابق

۱۳۸٧/٩/٢٦

یلدای خزان

کلمات کلیدی :

ماه با خودش زمزمه می کرد:

زردی ها را بارن شست ‏و زمستان نزدیک است..

و یلدا در پهنه ی شب فریاد کشید : پایان شب سیه سپید است سپید..



۱۳۸٧/٩/۱٧

مناجات

کلمات کلیدی :

ای آنکه از پشت تمام پنجره ها و اتفاقات آن تا صدای درندگان در کوه و بیابان و از ریزش برگ های خزان و آمد و شد ماهیان در ژرف ترین آب های جهان و از تخت های بیمارستان تا تخت های روان تا پوسیدن میوه های درختان و از آمیزش و بوسیدن در تاریکی پنهان و ای آنکه از کران تا بی کران ، و حتی ستارگان روز هم آگاهی از دل من بی خبر نیستی ، فرجی کن _ فرجی کن _ بار الهی نگهی کن..



وقتی هیچ چیز بر وفق مراد نیست

کلمات کلیدی :

آن وقت است که دوباره مایوس می شوی. دلت می گیرد. کاش بمیرد، دلت را می گویم!
با خودت فکر می کنی که همه چیز به آخر رسیده است. همیشه همینطور بوده ای.
ابله و منفی باف. حالا مگر دنبال راهی می گردی ، نه!! کز می کنی گوشه ای و هی سیگار دود سیگار دود..
خیلی کار مهمی بکنی می گویی خدایا کمک کن و بعد نماز می خوانی یا فال حافظ می گیری..
و وای اگر چنین بیاید *** 

دلت به حال خودت می سوزد و مثل بچه ها گریه می کنی. واقعا چقدر دل به هم زنی.
با تمام اینها یک کارت را خیلی دوست دارم و آن امامزاده جعفر (ع) رفتن و آنجا ماندنت هست.

 

 

مربوط : با خودم بودم.