پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

داستانک سابق

۱۳۸٦/۳/٢٥

شيطان نامه

کلمات کلیدی :

من فرستاده شده ام تا شما راگمراه کنم . من پیامبر گمراهی و جهنمم . هر کس مرا بپرستد من نیز او را می پرستم . من برای شما شهوت، دروغ و گناهان بی شماری را به ارمغان آورده ام . هر کس به من بپیوندد با من نیز بر انگیخته خواهد شد .

این منم،من،شیطان ، از سوی پروردگارتان آمده ام . آیا کسی هست ؟



۱۳۸٦/۳/٢٢

زاهد و شيطان

کلمات کلیدی :

دیگران را می بینی ؟ می بینی که با تو چگونه هستند؟ می خواهی با آنها چگونه باشی ؟ مرد رو به شیطان کرد و گفت : همان گونه که بودم .

شیطان رو به مرد کرد و گفت : پس من هم همان گونه که تو هستی با تو  رفتار خواهم کرد !

مرد گفت : چگونه ؟

شیطان گفت : همانگونه که بودم!!



۱۳۸٦/۳/۱٥

غم خوش

کلمات کلیدی :

دستهایش را به آسمان بلند کرد و گفت : پروردگارا مرا آن ده که مرا آن به . وخداوند به او غم داد ! آن مرد خدا را سپاس گفت و تمام عمر با غمهایش خوش بود.



۱۳۸٦/۳/۱۱

سگ کور

کلمات کلیدی :

مث سگه کتک خورده یه گوشه ای می خزه و آروم زوزه می کشه. دفعه ی اولش نیست اما جدیدا زیاد این کارو می کنه. وقتی زوزه می کشه لابه لای زوزه هاش چیزهایی می گه: من توله ی خوبی نبودم اوو ه ه ه . نه اصلا توله ی خوبی نیستم! خیلی آروم پلکهاشو می بنده و زود باز می کنه انگار می خواد وقتی چشماشو  باز می کنه اوضاع جور دیگه ای باشه. اما نیست. گاهی بهش می گم بابا تو دیگه چه سگه خسته ای هستی و او هر بار سرشرو تکون می ده و باز یه گوشه ای می خزه و چمباتمه می زنه. وقتی می خوام نازش کنم عصبی میشه و پارس کنان ازم دور میشه . من اصلا درکش نمی کنم و هر دفعه که تصمیم می گیرم بیارمش اینجا  انگار فکر من رو می خونه نمی دونم شامه اش چقدر قویه که می تونه از همه چیز بو  ببره. راستش من می دونم اون چشه . اما کاری از دستم ساخته نیست . خوب می فهمم که این سر نوشتش بوده و عوض بشو نیست. می دونی اون خیلی رنج می کشه. و نمی خواد قبول کنه که کاری نمی شه کرد یعنی من نمی تونم کاری واسش انجام بدم  ازین بابت هم متاسفم. شما هم فکر می کنین این آخرین راهه؟

ـ متاسفانه آره . همونطور که خودتون گفتین کاریش نمی شه کرد .

اوهوم . راستش خودش هم چند بار می خواست به تنهایی همین کار رو بکنه اما هر بار نجات پیدا کرده . شده مسخره ی سگهای دیگه . لزومی هست من اینجا باشم؟

ـ نه اما می خواین بعد چی کارش کنین؟

هر کاری که با سگهای دیگه می کنین . ببخشید من نمی خوام شاهد درد کشیدنش باشم . با اجازه می رم خونه . این صدای شلیک از کجا بود ؟

ـ فکر کنم کارش تموم شد . اگه بخوای می تونی ببریش .

ـ نه . احتیاجی نیست .

وقتی در را پشت سرش بست لاشه ی سگش را دید  با همان پوزه ی غمگین اما این بار پلکهایش را برای همیشه بسته بود .



رنگ يک عکس

کلمات کلیدی :

www.dastanak

 رنگ این لباسها توی عکس منو  یاد دوران آموزشی خدمت سربازی توی نیروی هوایی ارتش انداخت. تقریبا هزار نفر دانشجوی وظیفه بودیم. توی قصر فیروزه افسریه ی تهران. بعد از آموزشی درجه ها رو که گرفتیم رفتیم سر قسمت هایی که بر اساس رشته ی تحصیلی تقسیم شده بودیم. بعد از اون توی آسایشگاه افسران وظیفه ی قصرفیروزه۱ اسکان گرفتیم با دوستهایی که همیشه به یادشون هستم و چهره ی تک تکشون که همیشه به یادم می مونه و شب های فراموش نشدنی آسایشگاه ۱۳. اون روزها فراموشم نمی شه. بیست ماه رو نمی شه در قالب داستانک اُورد حتی یک رمان بلند هر چی هست توی خاطره هاست و از یاد نمی ره. هرگز.



هيچ

کلمات کلیدی :

ما هیچاوندان خداوندیم و از همه چیز به هیچ افتاده ایم . اینها را مردی می گفت که همه چیز داشت و هیچ نداشت.
اینها را می گفت و هیچکس آنجا نبود تا به آن هیچ پنداری های او گوش کند .
روزی وقتی که دیگر صبرش به هیچ آمده بود . در خود ناله زد و گفت : ای هیچانی که از هیچ کوه می سازید از کوه ما نیز هیچ می سازید؟!

 و دیگر هیچ نگفت .