: ای نفس پاک و هدایت شده ، به سوی پروردگارت باز گرد
در حالی که خدا از تو راضی و تو نیز از خدا راضی هستی.
+ فجر ، آیه ٢٨
وقتی نیستی ، یعنی همان وقتی که هنوز حتی در حد اسپرم کسی تو را به انزال نرسانده! و یا حتی عقب تر ، در حد نیستی هستی ، نمی توانی تصمیم بگیری که از نیستی هست شوی یا نشوی؟! اما لااقلش این است که وقتی هست شدی می دانی که یک روز دوباره نیست خواهی شد.
نمی دانی کی آرزو کردی ولی یادت هست زمانی چنین آرزویی را داشته ای وقتی که به آرزوی فراموش شده ات رسیدی! فرقش با آرزوهای دست نیافته ات این است که آن آرزو را در دل داشتی و امروز برای تو اجابت شده است و آرزوهای خاک خورده ات معدوم خواهند شد. برایش بهانه نیاور ، شاید آنها را از هوس داشتی! باشد که رستگار شوی.
+ از تبریک همه ی دوستان صمیمانه سپاسگذارم.

آهو از کجا فهمید
باید از تو یارى خواست؟
از پناه تو باید
سایه اى بهارى خواست؟
آهو از کجا فهمید
با تو مى شود آرام؟
با نگاه تو آهو
پیش پاى تو شد رام
تو به مهربان بودن
شهره در زمین بودى
مهربان فراوان بود
مهربان ترین بودى
مى دهى نجات از مرگ
آهوى فرارى را
مى کنى جدا از او
ترس و بیقرارى را...
پ ن : من رام تو می شم . . .
تکیه گاهم اگر امشب لرزید،
بایدم دست به دیوار گرفت.
با نفس های شبم پیوندی است:
قصه ام دیگر زنگار گرفت.
قسمتی از "دل سرد" سهراب - دیوان مرگ رنگ
| گلبن عیش میدمد ساقی گلعذار کو | باد بهار میوزد باده خوشگوار کو | |
| هر گل نو ز گلرخی یاد همیکند ولی | گوش سخن شنو کجا دیده اعتبار کو | |
| مجلس بزم عیش را غالیه مراد نیست | ای دم صبح خوش نفس نافه زلف یار کو | |
| حسن فروشی گلم نیست تحمل ای صبا | دست زدم به خون دل بهر خدا نگار کو | |
| شمع سحرگهی اگر لاف ز عارض تو زد | خصم زبان دراز شد خنجر آبدار کو | |
| گفت مگر ز لعل من بوسه نداری آرزو | مردم از این هوس ولی قدرت و اختیار کو | |
| حافظ اگرچه درسخن خازن گنج حکمت است | از غم روزگار دون طبع سخن گزار کو |
مربوط : این تفعل برای یک تولد است. توضیح این که تولد من نیست ، اما امروز تولد هر کس به روی زمین که باشد برایم عزیز خواهد بود .


نظرات () لینک مطلب